على محمدى خراسانى

35

شرح رسائل (فارسى)

مرحله دوّم : ساعت 10 صبح يقين به حدث دارد سپس به كلى غافل مىشود تا ساعت يك بعد از ظهر مثلا كه نماز ظهر و عصر را هم خوانده آنگاه ملتفت مىشود كه ساعت ده محدث بوده و بعد غافل شده و نمىداند كه وضو ساخته و نماز خوانده يا خير در چنين موردى شك قبل از نماز به فعليت نرسيده چون غافل بود . آرى شك تقديرى دارد يعنى حالا كه ملتفت شد ولى اگر توجه و التفات حاصل مىنمود هرآينه چنين شكى برايش حاصل مىشد آنگاه ثمره دو قول اينجا ظاهر مىشود يعنى آنها كه شك تقديرى را هم كافى مىدانند مىگويند در اينجا نسبت به نمازى كه خوانده‌ام استصحاب عدم طهارت جارى شده و حكم به بطلان اين نماز مىشود . ولى ماها كه شك فعلى را معتبر مىدانيم مىگوئيم استصحاب عدم طهارت جارى نيست چون اركانش ناتمام است آرى قاعدهء فراغ جارى است چون شك ما در صحت و بطلان نماز بعد از عمل حادث و فعلى شده و قاعده مذكور حكم مىكند به اينكه بدان اعتنا نشود . مرحلهء سوّم : همان فرض دوّم است با اين تفاوت كه در اين مرحله كارى به حال قبل از نماز نداريم تا بگوئيد شك تقديرى است و فايده‌اى ندارد بلكه به همين حال بعد از نماز كار داريم يعنى مىگوئيم الآن كه ساعت يك است يقين سابق به حدث دارم و شك لاحق در بقاء هم دارم و اركان استصحاب تام است آنگاه استصحاب مىكنم عدم طهارت را در طول اين سه ساعت و نتيجه مىگيرم پس نماز باطل بوده حال آيا اين استصحاب جارى مىشود يا خير ؟ شيخ اعظم ره اوّل مىفرمايد : آرى اين استصحاب فى حد نفسه مانعى ندارد و قابل جريان است منتها مانع دارد و آن حاكميت قاعدهء فراغ است كه مىگويد به شك بعد از عمل اعتنا نكن و بگو ان‌شاءالله نمازى كه خوانده‌ام صحيح بوده و عند المعارضه اين قاعده حكومت دارد كما سيأتى إن شاء الله الرحمن .